خرید بک لینک
سلام!

جاتون خیلی خالی.

چهارشنبه اردوی شبی در مدرسه بود.

خیلی خوش گذشت.

خیلی ..

منی که از ساعت 21 شب در هر جایی باشم خوابم می بره آخرین نفری بودم که دیشب خوابم برد.

ساعت4 تازه رفتم بخوابم.

هنوز زیر چشام پف کرده

با اینکه دوساعت خوابیدم.

جاتون بازم خالی.

مطمئنم که هر کسی از لذت این جور اردو ها بهره مند شده.

راستی خودمون یکی از سکانس های جومونگ هم اجرا کردیم.

من بانو یومیول شدم(اینقدر یقه لباسمو کشیدم روی سرم تا شکل خودش شم جر خورد)

فقط آخر این سنکانس تماشایی با راهنمایی های دل انگیز من بویو نابود شد.

بعله! یه ملت از دوباره بی کاری دیدن جومونگ راحت کردم.

حالا هی قدر من رو ندونید.

امروز صبح هم که اومدیم با مدرسه کوهی که نزدیک خونه ی ما بود.

یعنی من در حد خری که داره تی تاب می خوره خوش حال بودم.

چون برگشتنی 3 دقیقه پیاده تو راه بودم.

بعدشم رفتیم که باغ مانندی که یکم پایین تر بود،

داخل این باغ 5 تا شهید گمنام رو دفن کرده بودن

پایینشم کلی وسیله بازی داشت.

پل معلق

الاکلنگ خیلی گنده که شصت نفر یه ورش جا می شن.

توف کلی چیز دیگه هم داشت

خواستین آدرس بدم بیاین

خیلی جای باحالیه.

یه دختر بچه هم اومده بود بازی کنه

دید ما داریم چه مسخره بازی هایی در میاریم یکم بهمون خندید بعدشم رفت پیش باباش

فک کنم بچه های امروزی این کارا واسشون افت داشته باشه.

در کل روز خیلی خوبی بود ولی:

بیشتر از همه ی روز ها و ماه های سال هایی که تا حالا درس خوندم

شنبه تکلیف داریم

فقط خوندی

نوشتنی ها به کنار.

منم فعلا بخوابم چشام دیگه باز نمی شن.

شنبه


برچسب: نویسنده: yasin تاريخ: پنجشنبه 18 مهر 1392 ساعت: 15:31

صفحه بندی